دیوار من

ایده های ذهنی

دیوار من

ایده های ذهنی

نقش

رنگها را یک به یک می شمارم  

نقش های فریبنده را تک به تک می کشم  

چهار چوب نقشم پهنه ی بی وسعت است  

 چه طرح ها  که دور انداخته ام  

چه نقش هایی که چوب حراج بهشان زده ام  

حال  

نقشینه هایم حرف های می زنند با بی زبانی 

چشمانت را بدوز به نقوش  

افکارت را بشور . 

الی  

۹۰/۴/۲۲ 

داده های زمینی

بشر داده های پردازش شده خداوند است  داده هایی از جنس خویشتن  خداوندی از جنس پاکی از جنس صداقت راستی از بخشش  از کرم از بزرگی از عشق  از دوستی وجود ما روی زمین حکمتی است از جانب پروردگار . نفس های گرم زمینی  نگاه های عاشق و منتظر  صدا های پر مهر قلب های تپنده دست های لرزان  همه نشانگر قدرتی عظیم است و اما این زمینی ها چه می کنند  با زمین با این کره خاکی با مردمان دیگرش بازی می کنند  راحت یکدیگر را به زیر پا می اندازند  خوار میکنند یکدیگر را پست خطاب می کنند رسم وفا را نمی آموزند نمی دانم چرا؟بهترین ها را بدترین می دانند دوری ها را بیشتر می پسندند عظمت را در ثروت می پندارند از دل فقرا بی خبرند یا خود را به بی خبری می زنند این چه دیر گاهیست که  همه سر به زیر برف کرده اند تا که خود را از این منجلاب به دور دارند آیا صلاح بشر در این است ؟آیا زمام سرنوشت را نمی توان در دست گرفت؟مطمئنا اری  

الی  

۹۰/۴/۲۲